چرخ روزگاراز چه شـد وارونه چـرخ روزگار چـرخش آن نیست بر وفق مـدارنیست بـر کـام و نسـازد با کسـی روزگـاری تلـخ تر از زهـر مــارحِرص و بی رحمی شده رسم بشر دردهـایی هـم ، به جَبـر و اختیاررنج تحریم و گـرانی یک طـرف بیشتـر مـی آورد بــر مـا فشــاریک طرف زلـزله و سیـل مَخوف یک طرف هم کُرونای زنده خواراز قضــا شــد آفت بی چـارگان نیست دیــگر حامیــان پایــدارچـاره ی دردِ همــه بیچارگـان می شـود از چـه به ناگـه احتکارکَـم شـده همیـاری و دلبستـگی همــدلی دیــگر نـدارد اعتبــاربهـر کسب ثروتـی انبــوه و بیش احتـکار از چه کنـد سرمایه دار؟هـر چه کِشتی بِدرَوی ای آدمی بهـره ی نیـک و بَـدَت پایان کارگفته سعـدی کـه بنـی آدم همه هست عضو یک تن و از یک تبار،بایـد از ایـن اُمَّت سـازش پـذیر کـرد یـاری بـا کمــال افتخـارآن کـه دارد استطـاعت، در بـلا، همتـی بــایـد نمــایند پایــدارحـامیان بایـد همـه یاری کننـد تا شــود اوضــاع ملّت استــوارفـی سبیـل الله همیــاری کنیـم تا بمانــد نامــی از مــا یادگـار«نام نیکــو گــر بمـاند ز آدمِـی بِه کَـز او مـاند سـرای زرنـگار»س.8/12/98
+ نوشته شده در جمعه دهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 16:41  توسط غلامرض
برچسب:
نویسنده: آبتین سلطانی
تاريخ: يکشنبه
9 بهمن
1401 ساعت: 4:35